محل نمایش اعلامیه‌های شبکه سبزاندیش
  • You Avatar

  • پیشنهاد شبکه‌ی سبزاندیش برای مرام‌نامه‌ی رسا – نسخه ۱.۱

    on 07 Oct, 2009

    Posted in پیشنهاد سبزاندیش توسط مدیر

    شرایط بحرانی و پیامدهای انتخابات ریاست‌جمهوی ۱۳۸۸ کاستی‌های نظام سیاسی موجود در ایران برای احقاق حقوق پایه انسانی شهروندان را به وضوح پدیدار کرده است. اعتراضات گسترده‌ی خرداد و تیر ۸۸ و امتداد آن تا روز قدس (۲۷ شهریور) نشان‌گر افزایش آگاهی شهروندان جامعه‌ی ایران و اراده‌ی آنها به تغییر در مناسبات قدرت و اجتماع است. برای بهره‌برداری از این سرمایه‌ی اجتماعی، ما، گروهی از شهروندان ایرانی در تشکل راه سبز امید (رسا) گرد هم آمده‌ایم تا در جهت گذار به نظامی بر پایه آزادی فردی و اجتماعی، مردم‌سالاری، رفاه اقتصادی و اجتماعی پایدار، و امنیت ملی همراه با تفاهم بین‌المللی کوشش نماییم.

    چشم‌انداز رسا

    فعالیت‌های سیاسی-اجتماعی رسا، که یک جنبش مدنی است، در جهت تحقق چشم‌انداز ایران فردا شکل می‌گیرد. مبانی این چشم‌انداز عبارت‌اند از:
    مردم‌سالاری
    رسا خواست مردم را تنها مرجع مشروعیت حکومت می‌داند و لذا حاکمیت مردم بر سرنوشت خود بر پایه‌ی نظام انتخاباتی، گروه‌های مدنی، احزاب و رسانه‌های آزاد را تنها ساختار تضمین‌کننده حقوق شهروندان ایرانی می‌داند. در این راستا رسا دخالت افراد و نهادهای غیر منتخب مردم در ساختار سیاسی کشور،‌ فرآیند تصویب قوانین، و انتخابات را رد می‌کند. رسا از تمرکززدایی در سیاست‌گذاری‌های فرهنگی-اجتماعی-اقتصادی حمایت می‌کند و لازم می‌داند که در شکل‌دهی به ساختار نظام حکومتی، هیچ تبعیضی بین قوم‌ها و مذاهب اعمال نشود.
    آزادی فردی و اجتماعی
    رسا اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر را مبنای حقوق فردی و اجتماعی انسان‌ها می‌داند و در همگام کردن قوانین کشوری با این قوانین کوشش می‌کند. از نظر ما حفظ حقوق فردی شهروندان، صرف‌نظر از وابستگی‌های فرهنگی، قومی، نژادی، دینی، زبانی، جنسیتی و گرایشی آنان و فراهم کردن شرایط مناسب برای شکوفا شدن هر شهروند، از اهم وظایف دولت‌های ملی و تشکیلات اداری-سیاسی محلی است. رسا حمایت از برابری حقوق زنان با مردان و تکیه بر توانمندسازی زنان را برای رسیدن به مردم‌سالاری پایدار ضروری می‌داند.
    توسعه‌ی اقتصادی پایدار همگام با رفاه اجتماعی
    از دیدگاه رسا دولت، جامعه‌ی مدنی و بخش خصوصی باید با هدف توسعه‌ی پایدار و همه‌جانبه‌نگر (اقتصادی-اجتماعی-زیست محیطی) ایران به همکاری سازنده بپردازند. مدیریت خردمندانه‌ی نفت و دیگر منابع ملی، حمایت از کارآفرینی غیر دولتی، و ایجاد یک نظام مالیاتی موثر در راستای نیل به این هدف ضروری است. ایجاد ساختارهای موثر حمایتی اجتماعی برای در دسترس قرار دادن امکانات پایه‌ی رشد از جمله آموزش و بهداشت و حمایت از بازنشستگان، ازکارافتادگان و بیکاران از اولویت‌های اقتصادی-اجتماعی راه سبز امید است. رسا از کاهش تصدی دولت در اقتصاد و تجارت خارجی، سرمایه‌گذاری بین‌المللی و داد و ستد آزاد با جهان و هم‌زمان مقابله با انحصارهای اقتصادی و مدیریتی حمایت می‌کند.
    امنیت ملی همگام با همبستگی بین المللی
    رسا خواستار ارتباط احترام‌آمیز بین دولت ایران و تمامی دولت‌های دنیا در چارچوب قوانین بین‌المللی، و به منظور حفظ امنیت و منافع ملی ایران است. رسا از همکاری‌های بین‌المللی در جهت منافع ملی ایران و ارتقاء حقوق همه انسان‌ها حمایت می‌کند.
    جامعه‌ی مدنی
    رسا جامعه‌ی مدنی را عامل برقراری تعادل و پیشرفت در روابط دولت و بازار از یک سو، و اجتماع و فرد از سوی دیگر می‌داند. ما معتقدیم نهادهای داوطلبانه‌‌ای که حول محور ارزش‌ها، اهداف و علائق مشترک شکل می‌گیرند، در تقسیم قدرت بین شهروندان و خودآگاهی سیاسی و اجتماعی جامعه حیاتی هستند. رسا حمایت از سازمان‌های غیر دولتی، سندیکاهای کارگری، انجمن‌های دانشجویی، موسسات خیریه و سایر موسسات مردم‌نهاد و تعاونی را به عنوان روش تقویت جامعه‌ی مدنی دنبال می‌کند.

    راه‌کارهای رسا

    برای رسیدن به چشم‌انداز بالا اعضای رسا راه‌کارهای کلی زیر را دنبال می‌کنند.
    دنبال کردن هدف‌های مشخص و قابل دسترس
    اعضای رسا در هر رده اجتماعی،‌ از خانواده، محله، و روستا گرفته تا مدرسه و محل کار و اماکن عمومی،‌ به شناسایی و دنبال کردن اهدافی مشخص برای تشکیلات رسا می‌پردازند. هر هدف به ابتکار شخصی در راستای حرکت به‌سوی چشم‌انداز بالا انتخاب می‌شود با این شرط که مغایر اصول رسا نباشد. اعضای رسا ایده‌های پروژه‌های موفق را از طریق شبکه‌های اجتماعی به اشتراک می‌گذارند و از تجربیات هم استفاده می‌کنند.
    اطلاع‌رسانی و آموزش
    اطلاع‌رسانی و آموزش عمومی در مورد اهمیت استقرار ساختارهای مندرج در چشم‌انداز، برای حمایت و پیش‌برد موجی بزرگ از تقاضای مردمی برای تغییرو دست‌یابی به این اهداف، ضروری است. اعضای رسا در گروه‌های کاری خود وظیفه تبیین دقیق این ضروریات و اطلاع‌رسانی و آموزش عمومی در این مورد را به عهده خواهند گرفت. من‌جمله، تغییر در ساختار آموزشی و نگرش خانواده و مدرسه به آموزش کودکان در جهت آشنایی با حقوق خودشان قدمی مهم در پیشرفت جامعه ایران را به سمت آزادی از استبداد و توسعه پایدار به حساب می‌آید.
    مخالفت با بی‌عدالتی، دروغ و زورگویی
    سکوت در مقابل بی‌عدالتی، دروغ و قانون‌گریزی موجب سست شدن پایه‌های اخلاقی جامعه می‌شود و کشور را در دام انفعال، بی‌قانونی، و ریا فرو می‌برد. اعضای رسا به روشنگری و مخالفت آشکار با موارد بی‌عدالتی و دروغ در جامعه پرداخته، از همکاری با، و مشروعیت بخشی به، ظالمان و فریب‌کاران خودداری می‌کنند. با توجه به حضور منفی تفکر استبدادی در تعاملات روزمره جامعه، در حوزه شخصی نیز رسا حاکمیت فرهنگ تحمیل و اجبار بر آموزش کودکان، آداب زندگی خانوادگی، تربیت مدرسه، و دادوستد بازار را نفی می‌کند و برای تقویت بنیان‌های فکری و فرهنگی در تشویق و ارتقای فرهنگ آزادی انتخاب و اختیار فردی و جمعی تلاش می‌کند.
    جذب همه‌ی نیروهای علاقه‌مند به ایران
    رسا به همه‌ی ایرانیان تعلق دارد و حضور سازنده‌ی نیروهای مختلف سیاسی و اجتماعی، با عقاید و پیشینه‌های مختلف، برای موفقیت در فعالیت‌های رسا ضروری است. اعضای رسا تلاش خواهند کرد تا با جذب طیف وسیعی از نیروها راه گذار به ایران فردا را هموار نمایند. با استفاده از رنگ‌ها و حرکات نمادین، اعضای رسا حضور خود را در جامعه پررنگ‌تر می‌سازند تا روح هم‌بستگی مردمی در جنبش را تقویت بخشند.
    تغییر ساختاری از طریق صندوق‌های رای
    با حمایت نظری و عملی ازجنبش ملی ایرانیان در جهت چشم‌انداز ایران فردا و توجیه نیروهای درون نظام, رسا از تغییر ساختار سیاسی از طریق فعالیت‌های مدنی و بدون خشونت، که منتهی به یک رفراندوم ملی، شوند حمایت می‌کند. تجربه سی سال اخیر به اکثریت بزرگی از ایرانیان نشان داده که ساختن آینده‌ای بهتر برای خود و فرزندانمان بدون غلبه بر تمامیت‌خواهی عده‌ای قلیل ممکن نیست.
    پخش هزینه‌ی تغییر با تشکیل گروه‌های انعطاف ‌پذیر
    راه سبز امید برای دنبال کردن این راه‌کارها از گروه‌های خودجوش و مردمی نیمه‌مستقل بهره می‌گیرد. این گروه‌ها بین سه تا ده نفر عضو دارند و هر کدام بدون نیاز به سلسله مراتب سازمانی به دنبال یک هدف کوچک و قابل دسترس در راستای چشم‌انداز رسا فعالیت می‌کنند. در عین حال هر گروه سعی در ایجاد و حفظ رابطه با گروه‌های نزدیک به خود خواهد داشت. این گروه‌ها بر اساس اصول مقاومت مسالمت‌آمیز عمل می‌کنند.

    اصول رسا

    در دنبال کردن راه‌کارهای بالا اعضای رسا به اصول زیر پایدار می‌مانند:
    شفافیت و مسوولیت‌پذیری
    تمام ‌منابع و مخارج مالی تشکیلات رسا که صرف‌ فعالیت‌ در حوزه عمومی می‌شوند باید شفاف و علنی باشند و عامه مردم بتوانند از جزئیات آن باخبر شوند. اعضا خود را در برابر اهداف گروهی مسوول می‌دانند و در جهت این اهداف متعهدانه عمل می‌کنند.
    احترام به مخالف
    مخالفان و منتقدان تشکیلات رسا می‌توانند و حتی ترغیب می‌شوند که مخالفت‌شان را به شرط پای‌بندی به اصل گفتگوی مسالمت‌آمیز، در مجراهای اطلاع‌رسانی رسا منتشر کنند. همچنین رسا به حریم خصوصی همه،از جمله مخالفان، احترام میگذارد.
    اختیار و نفی خشونت
    رسا هرگونه حرکت خشونت‌آمیز یا اجباری را مغایر اصول خود می‌داند و آن را شدیداً نفی می‌کند. همه اعضای رسا در دنبال کردن اهداف بالا به اصل عدم تحمیل و عدم خشونت پای‌بند خواهند ماند.
    موفقیت در هر قدم
    راه سبز امید، با توجه به تجربیات تاریخی، معتقد به پیمودن کامل و بدون میان‌بر مسیر تغییرات است. مسیر تغییر طولانی است. اما فعالیت در این مسیر غنی‌کننده‌ی زندگی اعضای رسا خواهد بود؛ چرا که آنها برخوردی سازنده با مشکلات جامعه خواهند داشت، و با آزادگی در مقابل فریب و بی‌عدالتی ساکت نمی‌نشینند. برداشتن هر قدم در مسیر عدالت و آزادی و به‌کارگیری خلاقیت در برخورد با استبداد و هوادارانش برای اعضای رسا موفقیتی شادی‌آور است. اعضای رسا به نوآوری و خلاقیت در هر قدم از مسیر حرکت به سوی ایران فردا اعتقاد دارند.

    عضویت در رسا

    عضویت در رسا آسان است: ‌هر فرد یا گروهی که به اهداف،‌راه‌کارها، ‌و اصول این مرام‌نامه پای‌بند باشد عضو رسا است. اعضا برای شروع فعالیت کافیست به یک گروه بپیوندند،‌ یا گروه جدیدی را تشکیل دهند و با انتخاب و دنبال کردن یک هدف در راه سبز امید قدم بگذارند.

    توضیحات شبکه‌ی سبزاندیش درباره‌ی این پیشنهاد: همراه با پیشنهاد میرحسین موسوی برای تشکیل راه سبز امید از طریق گروه‌های خودجوش و مردمی، ‌گروهی از ایرانیان دانشگاهی شبکه‌ی سبزاندیش را براساس تکنولوژی‌های تولید محتوا به‌روش منبع باز و مبتنی بر وب پایه‌ریزی کرده‌اند. این گروه به عنوان یکی از اولین محصولات خود پیش‌نویسی از مرام‌نامه راه سبز امید تهیه کرده است که می‌تواند معیاری برای هم‌گرایی این حرکت مردمی باشد. مرام‌نامه‌ی پیشنهادی به نیازهای حداقلی رسا توجه داشته و هر گروهی می‌تواند با افزودن بندهایی به آن، نظرات خاص خودش را به آن بیافزاید، ‌برای مثال گروه سبزاندیش، که این متن را تهیه کرده، خود مرام‌نامه‌ی متفاوتی دارد که در آن جزییات بیشتری به این پیشنهاد برای مرام‌نامه رسا می‌افزاید، اما از اصول آن تخطی نمی‌کند. با توجه به اجماع عمومی بر این که جنبش سبز باید با مشارکت همه‌ی اعضا هدایت شود، ما تصمیم به انتشار عمومی این متن گرفتیم. این مرام‌نامه متنی زنده است و به مرور زمان براساس نظر ره‌پویان این جنبش ویرایش و تکمیل می‌شود. برای این منظور همه خوانندگان این متن، که با کلیت این پیش‌نویس موافق هستند، ‌می‌توانند نظرات خود را در بخش نظرات بیان کنند. اعضای شبکه‌ی سبزاندیش این نظرات را به طور مرتب درصفحه پیشنهاد سبزاندیش برای مرام‌نامه رسا در ویکی سبز اعمال خواهند کرد.  شبکه‌ی سبزاندیش از همه‌ی خوانندگان این متن می‌خواهد به انتشار این متن در میان دوستانشان و دیگر حامیان جنبش سبز کمک کنند.

    نسخه pdf این نوشته

    لطفا با ارایه نظرات خود شما هم در بهبود متن مرام‌نامه رسا شریک شوید. نظرات نامربوط به این مرام‌نامه به محل دیگری منتقل خواهند شد.

    37 Responses to “ پیشنهاد شبکه‌ی سبزاندیش برای مرام‌نامه‌ی رسا – نسخه ۱.۱ ”

    1. #1 رهگذر Says:

      این متن شروع خوبی است برای راه سبز. بهتر است به روشی مشابه به بسط دادن و تبیین جزییات راهکارها اقدام شود و مسیری تعبیه شود که افراد مختلف بتوانند نظرات و پیشنهادات خود را بر اساس تجارب خود از فعالیتهاشان در غالب گروههای رسا در آنجا انعکاس دهند.

    2. #2 hosein Says:

      به نظر من در چشم انداز باید به دو مورد دیگه هم اشاره بشه
      1- اقتصاد مبتنی بر پیشرفت صنعتی
      2- قوه قضاییه مستقل

    3. #3 ورجاوند Says:

      ابتدا باید اذعان داشت که سالهاست از دنیا عقب افتاده ایم و در زیر سایه ارعاب و خفقان بهترین اندیشمندان و جامعه شناسان ما خود سانسوری میکنند یا جلای وطن کرده اند. واقعیت آنست که جهان در حال تغییر است. همه چیز و کس شامل این تغییر است. شاید برای شروع بهترین اصول باشد ولی باید اصلی به آن افزوده گردد که با پیشرفت زمان و ظهور افکار جدید سازگاری کامل داشته و مطابق نیاز عصر تغییر یابد. برای شروع باید گام اول را برداشت و آزادی بیان و اندیشه را مهمترین بند این مرامنامه دانست.

    4. #4 Hamid Says:

      به جای “من جمله” از “از جمله” استفاده کنید.

      دقیقا منظورتون رو از تساوی حقوق زن و مرد و پیروی کامل از منشور حقوق بشر بیان کنید. در فقه شیعه در بعضی از موارد تساوی حقوق زن و مرد و بعضی از موارد منشور حقوق بشر نقض می شه. با توجه به بند “جذب همه‌ی نیروهای علاقه‌مند به ایران” این موارد حمایت قشر مذهبی جامعه را کم رنگ می کند.

    5. #5 رضا Says:

      نمی دانم این مرامنامه یه پیشنهاد قابل بحثه یا این که مرامنامه ی بحثه. به هر حال،
      خوب بود واقعا بر “مشترکات” جنبش سبز در قدم اول تاکید می کردید، مخصوصا اگر می خواهید محوری بشید.

      مثال:‌آیا موسوی، کروبی، اصلاح طلبان مذهبی، خاتمی … جزو جنبش حساب هستند یا نه؟‌ به نظر من قدم اول اینه که آزادی تغییر رژیم به خواست مردم با بحث آزاد اولیه و انتخابات آزاد به رسمیت شناخته بشه. این رو امثال خاتمی و موسوی هم تلویحا تاکید کرده اند حتی اگر خود طرفدار جمهوری اسلامی اند. این مسئله که نمی شه با زور بر مردم حکم راند باید اصل اول باشه.

      اگر در ابتدای مرامنامه از طرف “همه” درخواست می کنیم: که حکومت فرا مذهبی بشود (حتی اگر ایده آل باشد)‌ یا تقاضای فله ای “حذف کلیه قوانین مبتنی بر شرع از قوانین جزایی” رو داشته باشیم (البته من منظور رو نفهمیدم
      اینجا، آیا منظور حذف مجازاتهایی مثل سنگساره، یا اگر شرع می گه ضارب باید دیه بده اون هم باید حذف بشه:‌آیا هر چیزی در شرعه حتی اگر انسانی و معقول هست هم باید حذف بشه؟). یا مثلا “لغو ضرورت اجرای قوانین مذهبی در زمینه خانواده، ازدواج و طلاق”. مسلما این یکی از پیچیده ترین مسائله که باید تمام مردم ایران در بحثهای مربوط به اون آزادانه شرکت کنن. اگر همینطوری، نه به باره، نه به داره، شما می خواید قوانین مذهبی مربوطه لغو بشن می دونین خیلی از مردم ایران (همینهایی که شبها الله اکبر هم می گن)‌ چه برداشت (حالا اشتباهی)‌ می کنن؟‌

      آیا این در خواست ها بیشتر نمایندگی از “فقط” بخشی از جنبش نیست؟ (به نظر من این مرامنامه ی بخش قابل توجهی است ولی نماینده همه جنبش نیست).

      به هر حال من انتظار داشتم که این حرکت فراگیر تر از این باشه. به هر حال مبارک باشه.

    6. #6 MamNoon Says:

      behtare ke in maramname joori bashe ke faragirtar beshe va bakhshe bozorgtari ro dar bar begireh. be nazarm miad ke agar bar khastehaye ebtedaitari masalan inke nemishe ba zoor be mardom hokoomat kard takide bishtari beshe oonvaght groohe bozorgtari ro dar bar migire. be har hal ba koliate harkat kamelan moafegham. zendeh bashid.

    7. #7 ا. پوینده Says:

      لطقا بجای کلمه “مردم سالاری” از کلمه دمکراتیک استفاده کنید. مردم سالاری میتواند در مواردی ضد دمکراتیک شود. در آلمان نازی ها با اکثریت رای به قدرت رسیدند. همانطوری اول انقلاب خمینی با عوام فریبی رای اکثر مردم را داشت و بر آن اساس نظان استبدادی و ضد مردمی ولایت فقیه را پایه گذاری کرد.

    8. #8 ا. پوینده Says:

      نظام جمهوری و دمکراتیک می باید فرای ایدئولوژی و مذهب خاصی باشد. وظیفه دولت تبلیغ ایدئولوژی یا مذهب خاصی نباید باشد. وظیفه یک دولت دمکراتیک یاری و کمک به شهروندان در بوجود آوردن امکانات مساوی برای همه شهروندان مستقل از ایده و مرام خاص سیاسی، جنسیت، مذهب و قومیت است.

    9. #9 مهدی Says:

      سلام
      به نظر من مشروعیت نظام به خواست مردم ربطی ندارد. اما مطمعنا رای مردم در مقبولیت نظام تاثیر دارد و نظام بدون مقبولیت حق حکومت بر مردم را ندارد این برداشت من از رفراندوم 12 فروردین 58 هست.

    10. #10 Sanli Says:

      سوال از رضا و حمید

      آیا منظور شما این است که همه مذهبی ها یا شیعه ها مایل نیستند (یا حتی حاضر نیستند) در مملکتی زندگی کنند که قوانین قضایی اش عینا از فقه پیروی نمی کنند؟
      اگر این طور است، با توجه به اینکه در تشیع مراجع تقلید انتخابی هستند نظر کدام فقیه باید معیار قوانین قضایی باشد؟ مثلا در مورد همین قصاص یا سنگسار که شما مثال زدید.

    11. #11 مهرتاش Says:

      دو نکته رو بایستی متذکر بشم.
      اول اینکه: مگر شعار ما یک جامعه دموکراتیک و متعالی و پویا نیست؟ مگر ما برای فلسطین نسخه نمی پیچیم که باید در آنجا یک رفراندوم صورت بگیرد و سرنوشت فلسطینیان و اسرائیلیها توسط ملتشان تعیین شود؟ چرا راه سبز امید این کار را در موارد مختلف نکند؟ در مورد نوع حکومت؛ در مورد رابطه دین و سیاست؛ در مورد مناصب روحانیت ؛ در مورد وجود یا عدم ولایت فقیه و در مورد …
      هر حرفی که مردم داشتند و هر رایی که مدنظرشان بود، اعمال شود. ما باید بعد از پیروزی نهایی جنبش سبز، به تن دادن به رای مردم، عادت کنیم.
      نکته دوم که وضعیت فعلی و آینده مارا رقم خواهد زد، مربوط به بحثهایی در مورد هدف جنبش سبز است. مثلا برخی ممکنست به استقرار حکومت سکولار معتقد باشند، عده ای همین نظام را ترجیح بدهند ولی جمهوری اسلامی ِ اصلاح شده و …
      این نوع بحثها دو جنبه مثبت و منفی دارد.
      جنبه مثبت قضیه مربوط به ارتقا سطح بینش عمومی افراد است. که مردم در هر قشر و دسته و گروهی، با انواع حکومت و کاستی ها یا فواید حکومتهای مختلف آشنا شده، رو به مطالعه ی کاربردی و افزایش دانش سیاسی خود می آورند و در یک کلام ، جریان نخبه کشور، بر مردم کوی و برزن تاثیر فراگیر میگذارد.
      اما بعد منفی قضیه، ایجاد موضع گیری و تفرقه و شکاف بین گروههای مختلف مردم است. البته این شکاف محتمل است ولی باید از این خطر ترسید و برخی نظرات و پیشنهادات یا چشم اندازی که برای جنبش سبز ترسیم میشود را از صافی ِ اوضاع فعلی جامعه عبور داد و این تضمین و اطمینان را به مردم داد که نظرشان محترم و رایشان سرنوشت ساز است.
      که این کار تنها با تکیه بر شعار هر ایرانی یک ستاد، هر ایرانی یک رئیس جمهور، تحقق پیدا میکند.
      اگر موافق یا مخالف بودید، به جی میل بنده اعلام بفرمایید. متشکرم
      mehrtash64@gmail.com

    12. #12 مسعود جوادیه Says:

      بگذارید ما اولین انسانهایی باشیم که قانونی نوشتند که بی نقص بود و برای هر کسی با هر ریشه ای مقبول. بگذار ما از جفرسون و دیگران بهتر بنویسیم.
      1-لحن نگارش گاه آمرانه و یک سویه است. گویی این را کسی به مردم یا به ما دیکته می کند.
      2-صریحاً باید اعلام شود :مذهب امری شخصی است. آموزش هر نوع مذهب در موقعیت های آموزشی عمومی و خصوصی ممنوع است. آموزش مذهب تنها در مدارس مذهبی مجاز است. انجام مراسم مذهبی تنها در اماکن خصوصی یا اماکن اختصاصی مجاز است.
      3-باید اعلام شود دست کم نیمی از مناصب ادارای و سیاسی و قضایی چه در حوزه عمومی دولتی باشد چه در حوزه عمومی غیر دولتی یا حزبی، الزاما به زنان تعلق دارد مگر داوطلب زنی نباشد
      4-حذف مجازات اعدام و تبعید باید از اهداف اصلی باشد. ما باید سرانجام ریشه و مجوز دیگر کشی و قتل و تبعید و در بدری را بکنیم.
      5-اعلام صریح تفوق و برتری حقوق بین مللی بشر بر حقوق داخلی حتی اصول قانون اساسی و ملزم بودن دادگاه ها به ترتیب اثر دادن به مقررات بین مللی در زمینه حقوق بشر باید در مرامنامه باشد. اصلات مهم نیت که حدود حقوق بشر در مقررات بین ملی بطور دقیق تعیین نشده. مهم تبعیت نظام داخلی از نظام حقوقی بین مللی بشر است. آلمان تنهاد کشوری است که برابر قانون اساسی آن حقوق بین ملل بر حقوق داخلی آن تفوق و برتری دارد. ما نمی خواهیم تند روی کنیم ولی تفوق حقوق بشر بر حقوق داخلی باید جز هدف های ما باشد.
      6-به عامل زبان اهمیت بیشتری بدهیم. با توجه به امکانات پیشرفته ترجمه الکترونیکی، دیر نخواهد بود که زبان دیگر مشکلی برای تفاهم ایجاد نکند. پس هم اینک زبان رسمی هر منطقه (ده-شهر-استان) باید زبان اکثریت هر منطقه باشد. هزینه ای که تعدد زبان بر اقتصاد حمیل می کند، اصلن مهم نیست، جلوگیری از نابودی فرهنگ مادری و سرعت بخشیدن به فهم و تفهم که موجب پیشرفت سریع می شود، مهم است. من ترک نیستم ولی زبان زیبای ترکی را دوست دارم.

    13. #13 مهرتاش Says:

      دو نکته رو بایستی متذکر بشم.
      اول اینکه: مگر شعار ما یک جامعه دموکراتیک و متعالی و پویا نیست؟ مگر ما برای فلسطین نسخه نمی پیچیم که باید در آنجا یک رفراندوم صورت بگیرد و سرنوشت فلسطینیان و اسرائیلیها توسط ملتشان تعیین شود؟ چرا راه سبز امید این کار را در موارد مختلف نکند؟ در مورد نوع حکومت؛ در مورد رابطه دین و سیاست؛ در مورد مناصب روحانیت ؛ در مورد وجود یا عدم ولایت فقیه و در مورد …
      هر حرفی که مردم داشتند و هر رایی که مدنظرشان بود، اعمال شود. ما باید بعد از پیروزی نهایی جنبش سبز، به تن دادن به رای مردم، عادت کنیم.
      البته برخی نظرات کارشناسانه است، و فقط به استناد رای مردم قابل اجرایی شدن نیست. برای این گونه مسائل نیز میتوان، جمعی از دانشگاهیان یا سیاسیون را با رای مردم انتخاب و برای بحث و تصمیم گیری معرفی نمود.در این اوضاع و در فضای کنونی جامعه، تقریبا راحتتر از قبل ، مردم دوست و دشمن خود را دربین سیاسیون میشناسند و این شفافیت فضا ، خود یکی از دستاوردهای عظیم جنبش سبز آزادیست.
      نکته دوم که وضعیت فعلی و آینده مارا رقم خواهد زد، مربوط به بحثهایی در مورد هدف جنبش سبز است. مثلا برخی ممکنست به استقرار حکومت سکولار معتقد باشند، عده ای همین نظام را ترجیح بدهند ولی جمهوری اسلامی ِ اصلاح شده و …
      این نوع بحثها دو جنبه مثبت و منفی دارد.
      جنبه مثبت قضیه مربوط به ارتقا سطح بینش عمومی افراد است. که مردم در هر قشر و دسته و گروهی، با انواع حکومت و کاستی ها یا فواید حکومتهای مختلف آشنا شده، رو به مطالعه ی کاربردی و افزایش دانش سیاسی خود می آورند و در یک کلام ، جریان نخبه کشور، بر مردم کوی و برزن تاثیر فراگیر میگذارد.
      اما بعد منفی قضیه، ایجاد موضع گیری و تفرقه و شکاف بین گروههای مختلف مردم است. البته این شکاف محتمل است ولی باید از این خطر ترسید و برخی نظرات و پیشنهادات یا چشم اندازی که برای جنبش سبز ترسیم میشود را از صافی ِ اوضاع فعلی جامعه عبور داد و این تضمین و اطمینان را به مردم داد که نظرشان محترم و رایشان سرنوشت ساز است.
      که این کار تنها با تکیه بر شعار هر ایرانی یک ستاد، هر ایرانی یک رئیس جمهور، تحقق پیدا میکند.
      اگر موافق یا مخالف بودید، به جی میل بنده اعلام بفرمایید. متشکرم
      mehrtash64@gmail.com

    14. #14 خلیل Says:

      با سلام،1-ا واژه ی ” مشروعیت ” یعنی شرعی. پس دعوای شرعی و غیر شرعی می شود یک ” شر ” دو باره. جایش را می توانید با ” حکومت مردمی ” یا ” دموکراتیک ” عوض کنید. 2- در قسمت ” رفاه اجتماعی ” از بیمه بهداشتی و اقتصادی همگانی خبری نیست . 3- در قسمت ” رفاه اجتماعی ” از زنان خانه دار حرفی زده نشده است.
      3- در قسمت شفافیت درآمدها و هزینه ها- لازم است از حالا آن را بکار بگیرید.در غیر این صورت شفافیت کارتان زیر سئوال می رود.

    15. #15 مشمولک Says:

      لطفا سربازی اجباری را هم ملغی کنید

    16. #16 پیروز Says:

      در این مرامنامه نوع حکومت مورد تایید رسا و چگونگی تعیین این نوع حکومت نیامده همچنین زبان رسمی مورد تایید رسا برای کشور چیست؟

    17. #17 Hamid Says:

      جواب به سانلی:
      شورای قانون گذاری متشکل از فقها باشد و نظر اکثریت فقها اجرا شود

    18. #18 Sanli Says:

      سوال از حمید

      غیر شیعه ها چه کنند؟ سنی – زرتشتی – کلیمی – مسیحی – بی دین!
      کسانی که مقلد (عقل) خودشان هستند چه کنند؟ این در فقه شیعه مجاز است.
      آیا این همه نباید در شورای قانون‌گذاری نماینده داشته باشند؟

    19. #19 Mihan Says:

      ممنون شروع خوبی است. چند تا موضوع که جایش خالی به نظر می رسد یا بهتر است تکمیل شود:
      آزادی و حقوق برابر اقلیتهای قومی زبانی مذهبی فکری و سیاسی. در واقع حکومت اکثریت به معنای نادیده گرفتن اقلیت مردم نیست.
      حقوق برابر زن و ومرد در کلیه امور
      آزادی فکر و گفتار . مخالفت با سانسور.
      اولویت:حرکت برای رفاه مردم.
      بیمه های اجتماعی برای سلامت جامعه
      تحصیل رایگان در کلیه سطوح
      قضا:
      سیستم قضایی باید توسط اساتید حقوق که در رشته حقوق تحصیل کرده اند بازنویسی گردد.
      محاکمه بازجویان شکنجه گر.
      هیج طبقه یا فردی در مقابل قانون ارجحیتی ندارد.

    20. #20 aazad Says:

      به مسائلی مانند نقض اعدام کودکان زیر 18 سال و کودکانی که در سن زیر 18 سالگی دچار جرم شدند هم بپردازید.
      http://www.pendar.net/story/_stop_child_execution_international_day_of_fighting_against_execution_2009/

    21. #21 regoles Says:

      بحث مشروعیت هم از مشکلات قاطی شدن زبان عربی و فارسی ست… شرع و شریعت به معنای قانون هستند و در اسلام هم افرادی هستند که به قوانین (شریعت) پایبند نیستند و خود رو پیرو روح دین (طریقت) می دونند . بنابراین مشروع نباید به معنای دینی تلقی بشه بلکه به معنای قانونی می شه بهش نگاه کرد و مشروعیت هم معادل legitimacy است . پیروان آقای مصباح کلمه ی مشروعیت رو گرفته اند و بعد شرع را با دین برابر نهاده اند و دین رو به خدا وصل کرده اند و مشروعیت رو منوط به خدایی بودن دانسته اند. بگذریم از این که خدایی بودن را هم از آیه ی اطیعو الله و اطیعو الرسول و اولی الامر منکم گرفته اند و بعد از طریق حدیث اولی الامر رو ائمه ی دوازده گانه و بعد فقها خوانده اند که خود این بحث دیگری ست.

    22. #22 صالح م Says:

      با دوستان موافقم که شروع بسیار خوبی است و مطمئنم بسیار پرقدرت پیش خواهد رفت .
      چند پیشنهاد :
      - تدوین پیش نویس هایی برای مواد اصلی تغییر مانند مسایل حقوقی ( مانند خود قانون قانون اساسی و قوانینش و… ) مسایل قضایی ( شیوه های نوین قضاوت و نقش آن در پیشگیری از فروپاشی جامعه ) و حتی ساختارهای کنونی دولتی , پارلمانی و دیگر نهادهای پایه ای در حفظ استقلال یک جامعه مدنی . پای را فراتر گذارده و از اصل تفکیک قوا به نظریه های نوین تر اداره جامعه گام برداریم که بسیار نیازمند آن هستیم .
      - تدوین راه کارهای عملی درمورد موارد مربوط به فرهنگ که به صورت کلی مورد بحث قرار گرفت . مانند تغییر نگاه مردم به خودشان و هم دیگر . قومیت ها , اقلیتها , فلسفه های رایجی که امروزه تمام کشورهای مدرن به آنها اعتقاد دارند مانند تکثرگرایی .
      - پایه گذاری مبحث اقتصاد آزاد برای حفظ سلامت نسبی اقتصادی در هر دوره ای و خلع ید انحصار طلبانی که به آنها اشاره شد .
      - بررسی مسایل اجتماعی و بازنگری در شیوه های نگاه کردن جامعه شناسانه به انسان مردن و هویت هایی که ایرانیان از کالبد قوانین و سنت برای خود بیرون کشیده اند و مصبب درد ها و الم مان را فراهم آورده است .
      .
      .
      .
      با امید بهروزی و تشکر
      پایدار باشید

    23. #23 مجید Says:

      سلام.
      شروع بیسار خوبی است. من مدتها بوود که به این موضوع فکر می کردم؛ وقتی یک سایت می تواند یک تنه نماینده احزاب و مطبوعات و شکل دهنده مبارزات مدنی باشد چرا از همین بستر برای برنامه ریزیهای آینده استفاده نکرد؟ مدتها بود که به این ایده فکر می کردم اما چه کنم که دست ما کوتاه و خرما بر نخیل.
      اما و هزار اما اگر این موضوع بشود مثل انقلاب 57 که کلی گوییهایی بیش نبود و کسانی که معنی آزادی و استقلال و جمهوری را و حتی اسلام را نمی دانستند یکسره شعارهای پی در پی دادند. از کامنتها مشخص است که دوستان هم خیلی تمایل به برداشتن لقمه های کوچک نیستند و تصمیم دارند یکشبه ره صد ساله بروند. مثلا حرکت برای رفاه مردم یا …
      پیسشنهادم برای این موضوع این است که به جای کلی گویی و گنده حرف زدن از چیزهای کوچک و پایین شروع کنیم. مثلا همین وقایع روزانه و محل کار. مثلا من اگر دکترم و در سیستم مدیریت دارو و درمان می توان راهکاری ارائه کرد یا تاجری هستم که قوانین دست و پاگیر مانع فعالیتم می شود و …
      من معتقدم دموکراسی از پایین از جز جز ما افراد یک جامعه شکل خواهد گرفت. اگر تک تک افراد درست شوند می توان به دموکراسی پایدار امیدوار بود وگرنه …
      موفق باشید.

    24. #24 پدرام Says:

      در مورد پیشنهاد آقا «مسعود» که گفتن «باید اعلام شود دست کم نیمی از مناصب ادارای و سیاسی و قضایی چه در حوزه عمومی دولتی باشد چه در حوزه عمومی غیر دولتی یا حزبی، الزاما به زنان تعلق دارد مگر داوطلب زنی نباشد»، کاملا مخالفم.
      این از اون کارهای احمدی‌نژادیه! که صرفا می‌خواد نشون بده ما به حقوق زن توجه می‌کنیم! «۳تا» وزیر زن معرفی کردیم!
      زن‌های این مملکت -و در کل بقیه‌ی دنیا- عقب‌مونده‌ی ذهنی نیستن‌ (!) که بخوایم زورکی یه جا جاشون بدیم!
      مخشون کار می‌کنه؛ الانم زن‌های تحصیلکرده خیلی خیلی زیادن. پس همین که بنا روی شایسته‌سالاری باشه و تعصب و مردسالاری‌ای توی انتخاب‌ها لحاظ نشه، کافی به نظر میاد.
      حالا یه جا که می‌طلبه، حتی بیشتر از نصف، ممکنه در اختیار خانوم‌ها باشه. تو زمینه‌ی دیگه ممکنه اکثریت با آقایون باشه.
      کیک تولد که بین بچه تقسیم نمی‌کنن، نصفش کنن دعوا نشه!!!
      البته قصد جسارت ندارم :)

      ——————————————————–

      در مورد قوانین و ارتباطشون به دین، متأسفانه اطلاعاتم از قبل انقلاب کمه. نمی‌دونم اون موقع چه‌جوری بود و اکثریتی که به صورت سنتی مسلمونن، چه‌جوری کنار می‌اومدن. به‌هرحال مگه این همه مسلمون تو دنیا هست، تو همه‌ی کشورهاشون، احکام اسلامی جاریه؟
      اما در مورد فرمایش آقا «رضا» که گفتن «آیا منظور حذف مجازاتهایی مثل سنگساره، یا اگر شرع می گه ضارب باید دیه بده اون هم باید حذف بشه:‌آیا هر چیزی در شرعه حتی اگر انسانی و معقول هست هم باید حذف بشه؟). یا مثلا “لغو ضرورت اجرای قوانین مذهبی در زمینه خانواده، ازدواج و طلاق”»

      آقا رضا، یه بام و دو هوا که نمی‌شه، دوست من.
      وقتی اسم «قوانین شرعی» میاد، دیگه این حرف و دسته‌بندی شما (معقول بودن یا نبودن و …) معنی‌ای نداره. قوانین شرعی تا حد زیادی مشخصن و دین که چیزی نیست که هر روز با آخرین نسخه‌ی قوانین سازمان ملل و حقوق بشر و سایر مصوبات تازه، به‌روز کنیش!
      وقتی صحبت از «دین» می‌شه هم نمی‌شه گفت «خب؛ این خدا و دینش قبول؛ اما خب این دستور دینی، معقول نیست! من حذفش می‌کنم!» !!
      تو مسائلی از این دست که تنوع و اختلاف نظر (حتی بین خود شیعه‌ها -نه سایر ادیان و مذاهب یا حتی کسانی که به دین اعتقادی ندارن-) سر به فلک می‌ذاره.

      به‌هر حال تو هر قانونی، «خسارت» هست. اما جایی که دین مسلط نباشه، طبعا نه اسم فقهی «دیه» رو داره و نه دستورات شرعی مربوط به اون رو.
      مثلا اینجا -حالا از بحث حق طلاق بگذریم- بعد از طلاق زن نهایتا می‌تونه مهریه رو بگیره، تو بعضی کشورها (مثلا فکر کنم تو آمریکا و خیلی کشورهای دیگه)، همه‌ی اموال نصف می‌شن (البته رو این مثال تأکید نمی‌کنم؛ شاید دقیق نباشه؛ ولی خواستم بگم طبعا موضوع «خسارت» سر جاشه، اما جزئیات و قوانینش فرق داره).

      ——————————————————

      فکر می‌کنم برای اینکه بشه کم‌کم بره اطرفیان‌مون، مفاهیم سکولار رو تبیین کنیم (و «با اشاره به مصداق‌ها و جزئیات»، بهشون بقبولونیم که «لا مذهبی» نیست) باید یه بخش نیمه‌مبتدی هم قرار داده بشه تا ابهام‌هایی از این دست درباره‌ی قوانین و … رو بیشتر حل کنه.
      شاید اکثریت مردم، اصلا به این مفاهیم عادت کردن؛ شاید درست ندونن جایگزین همچین قوانینی (تو یه حکومت که حول محور «دین» نیست) چیه؟

      صاحب‌نظر تو زمینه‌های مختلف زیاده؛ شروع کنن و در مورد موضوعی که اشراف دارن، تو جاهای مختلف توضیح بدن و به‌خصوص این موضوع «سکولار» رو بیشتر بره عامه‌ی مردم (در حقیقت بیشتر بره کسایی که کاربرای اینترنت قراره براشون توضیح بدن) روشن کنن.

    25. #25 regoles Says:

      در مورد سکولاریسم و قوانین دینی
      دیه و خسارت اگرچه یک مفهوم دارند اما این منطق شبیه منطق احمدی نژاده که دروغگو خائنه و خائن ترسو… حالا شما از این دولت ترس دیدید؟ پس ما دروغگو هم نیستیم. اگر بپذیریم که دین برای تنظیم روابط انسان با مبدا و معاده: سنت های حکومتی پیامبر و خلفا رو قاطی مساله نمی کنیم. حتا اگر بجا و منطقی بوده باشند. باید نظرمون راجع به دین از یک طرف و سیاست و قانون از طرف دیگرشفاف باشد. سکولاریسم در سیاست یعنی این که بپذیریم می توانیم دین دار باشیم یا نباشیم اما در تدوین قوانینمان و در کشورداریمان به عقل بشر رجوع کنیم.همانطوری که مثلن پزشکی سکولار است و چه آیت الله و چه لامذهب اگر بیمار شوند به محصول تجربه ی بشری رجوع می کنند و به یمن فلان حدیث درمان نمی شوند. همانطور که مدیریت یک واحد صنعتی سکولار است. همانطور که آموزش ریاضی سکولار است. سیاست هم می تواند سکولار باشد و لطمه ای هم به دینداری مومنان وارد نکند. به همین سادگی.

    26. #26 وطن دوست Says:

      عالی بد عالی
      فقط باید راهی را رفت که کسی هوس فیلتر کردن به سرش نزند.

    27. #27 Hamid Says:

      جواب به سانلی:
      در بدبیننه ترین حالت 50+1 در صد مردم شیعه هستند و خواستار حکومت قوانین فقه شیعه بر جامعه خود می باشند. پیشنهاد من اینه که بهترین راه یه حکومت فدراله. چند استان مرکزی مثل کردستان و سیستان استانهایی باشه که طبق قوانین فقه سنی اداره بشن. یک استان(پیشنهاد من تهرانه) یا دو استان رو هم بذارن برای اونایی که نسبت به دین بی تفاوتند و خودشون با عقل خودشون برای خودشون قانون بنویسن. مسیحی و کلیمی و زرتشی هم بدلیل جمعیت کمشان هر کدام صاحب یک شهر با قوانین خود شوند. البته وجود یک حکومت مرکزی لازم است که آن هم کاملا به طریق دموکراتیک بین این فدرال ها صورت بگیرد. هم چنین این فدرال ها می توانند دینامیک داشته باشند و با توجه به کوچک شدن یا بزرگ تر شدنشون مساحتشون هم کم بشه

    28. #28 Hamid Says:

      اصلاحیه:
      بدبیننه ترین: بدبینانه ترین
      چند استان مرکزی: چند استان مرزی
      مساحتشون هم کم بشه: مساحتشون هم کم و زیاد بشه

    29. #29 Hamid Says:

      جوابیه 2 به سانلی:
      آن چیزی که در فقه شیعه مجاز است این است که فرد مجتهد با استفاده از عقل و منابعی مانند قرآن و حدیث، احکام و قوانین را استخراج کنند. به این افراد مجتهد می گویند و اینان نیز می توانند در شورایِ فقاهتِ فدرالِ اسلامی عضو باشند.

    30. #30 Sanli Says:

      حمید
      - خیلی بیشتر از ۵۰ درصد شیعه رسمی داریم اما نفهمیدم آمار اینکه همه خواستار حکومت قوانین فقه شیعه هستند را از کجا آوردی! به نظرم این درست نیست چون اگر بود این مردم به جای دادگاه شکایتهایشان را پیش مراجعشان یا آخوندهای زیردست آنها می‌بردند (مثل دویست سال پیش)
      - آن چیزی که من از خودمرجعی می دانم، شامل زن‌ها هم می‌شود. آیا آنها هم مجازند در این شورای فقاهت اسلامی تو عضو شوند؟ کمی بی عدالتی نیست کسی که نماینده فقط یک نفر (خودش است) در کنار کسی که نماینده میلیون‌ها مقلدش هست بنشیند و رای بدهد؟

    31. #31 mohammad Says:

      به نظر من برای جذب اقشار فرودست تر از نظر اقتصادی، که معمولا از بیبنش سیاسی کمتری نیز برخوردارند، بهتر است بندی نیز به طور خاص به اهداف اقتصادی در ریشه کنی فقر اختصاص داده شود و در راه پیماییها و.. نیز شعارهای اقتصادی و.. توسط مردم سر داده شود تا طبقه فرودست نیز به به طور روز افزون به طبقه متوسط و جنبش بپیوندد. باید تلاش نمود که طبقه فرودست از نظر اقتصادی را خودآگاه کرد تا اکثریت ایشان نیز به حمایت از جنبش سبز بپیوندند. بنابراین، نوشتن دقیق یک بند در این راستا و تشویق مردم در دادن برخی شعارهای اقتصادی در هنگام تظاهرات و…..مفید می نماید.
      با سپاس

    32. #32 regoles Says:

      حمید:
      یعنی منظورت اینه که مثلن مسیحی ای که جد اندر جد تو اصفهان زندگی کرده رو مثلن بفرستیم ارومیه ؟ وگرنه مجبور باشه با قوانین اسلامی زندگی کنه؟
      یا مثلن سکولار ها رو از همه جای ایران جمع کنیم بفرستیم شمال؟
      توی ژیم فدرال هم قانون اساسی فدرال وجود داره و در تمام ایالت ها اعمال می شه. قوانین عادی (که نباید با قانون اساسی منافات داشته باشند) بر اساس تصمیم پارلمان ایالتی تصویب می شن. مثلن اگر طبق قانون اساسی زن و مرد برابر هستند یک ایالت نمی تونه بگه بر اساس شرع اسلام زن برای خروج از کشور باید از شوهرش اجازه بگیره. حتا اگر صد در صد آدم های اون استان ملامحمد عمر باشند.

    33. #33 Hamid Says:

      زن ها هم می توانند به درجه اجتهاد برسند و حتما باید در آن شورا عضو باشند. خوب مجتهد مستقلی که رأی میاره در اصل نماینده مردمی که به او رأی دادند.
      در ضمن همه خواستار قوانین شیعه نیستند بلکه 50 + 1 درصد مردم این چنین اند. این تحلیلی است که من با مشاهده طیف های مختلف مردم به دست آوردم و قابل خدشه است

    34. #34 Arash Says:

      با سلام و تبریک به موسسین و گردانندگان این وبلاگ. بنظر بنده اشاره به چند مسئله بسیار مهم بوده و بایستی در اولین حرکت پس از پیروزی جنبش مردمی سبز باید آنها را رعایت کنیم.
      1- کشور پس از سلطه اسلام بر این مرز بوم هویت خود را از دست داده و هویت اسلامی یخود گرفته است که بایستی هویت یابی شود تا بتواند اول از خود شناسی شروع کند چون اگر خود را نشناسد نمیتواند خود را تغییر درست و راهبردی بدهد.اگر دقت کنید همه جا نشانه های از قوم مهاجم است غیر از نشانه های قهرمانان ملی که حتی از جاری ساختن نام آنها بر زبان خودداری میشود و حتی جرم محسوب میشود.
      2- همانطور که خیلی ها عنوان نموده اند مذهب یک امر شخصی است و بنابراین بحث در مورد مسائل مذهبی بیمورد است و مذهب آزاد است و هر کس میتواند مذهب خود را داشته باشد پس بنا براین بحث اینکه چه مذهبی رسمی یا غیر رسمی باشد منطفی است. و همانطور یکی از دوستان عنوان نموده است اشاعه هر دین و مذهب ممنوع بوده است و مراسم مذهبی بایستی بطور خصوصی و دور از عموم باشد. با این عمل همه بطور مساوی حق دارند و مجاز هستند به پرستش خدای خود و مراسم مذهبی خود بپردازند. لازم به یاد آوری آسیب ایران در طول از مذهب دیده است و بر همگان آشکار است غیر قابل جبران است .
      3- حقوق تمامی اقلیتها و قومیت ها بایستی بدون درنگ و از همین الان پذیرفته شود تا این جنبش بتواند با تمام پنانسیل به مبارزه علیه رژیم دیکتاتوری ادامه دهد که این امر باعث شتاب بخشیدن به سرعت جنبش خواهد بود و هم اتحاد عظیمی بوجود خواهد آورد. ما هزاران سال در کنار هم زندگی کردیم و فراموش نکنید که خیلی از هموطنان ما از ما آزره خاطر هستند و در این مدت به خیلی از آنها زندگی پر درد بوده بخصوص پس از سرکار آمدن آخوندها.
      4-بیشترین تمرکز بایستی روی برنامه های اقتصادی باشد تا مسائل دیگر چرا که این اتقتصاد است چرخ های سیاست زندگی را میچرخاند نه سیاست. بنابر این بایستی اصل را بر رشد اقتصادی قرار دهیم. تمام بدبختیهای جامعه امروز ما از اقتصاد وابسته به رژیم است و اگر دقت کرده باشید این رژیم است میکوشد اقتصاد را از طریق سپاه پاسداران در خدمت خود بگیر که حتی اگر روزی یک دولت اصلاح طلبد هم سرکار باشد از اداره ممکلت عاجر باشد و آنها خواهند کفت که اصلاحات شکست خورده و مردم را برعلیه آن خواهند شوراند.

      به امید پیروزی مردم ایران – پاینده باشید

    35. #35 akbar Says:

      با سلام
      به نظرم بیش از توجه به قوانین و مرامنامه باید به بحث قدرت ملی پرداخت،سوال اینجاست
      توان درونی ملت برای ایستادگی در برابر زورگوئی و کجروی قدرت در چیست؟
      چند موردی که به نظر من میرسد می تواند با توجه به تجربیات دیگر کشور ها کامل یا اصلاح شود.

      1.وحدت کلمه بروی یک در خواست مشروع و شفاف و همه فهم (ملی شدن صنعت نفت را بخاطر بی آورید)
      2.نیروی نخبگان،دانشگاهیان ، متخصصان و هنرمندان -مبارزه منفی این قشر تاثیری شگرف دارد.
      3.ساختار اطلاع رسانی مستقل از دولت
      4.فرهنگ سازی که بر اساس آن مردم بی آموزند به احذاب و آزادی خواهان کمک مالی یا معنوی هر چند بسیار کوچک انجام دهند وقتی فردی برای چیزی هزینه می کند پایداری برای آن و حفظ آن برایش اهمیت می یابد.
      5. نمادها و مراسم مشترک آئینی (سبزها تنها نباید به نماد سبز اکتفا کنند)امور و رفتارهای مشترک همبستگی ملی را بالا می برد
      6.گسترش فرهنگ دمکراسی خواهی – بیشتر از پیش بنویسید و بگوید حکومت به شیوه خود کامگی و استبدادی چه تاثیری بر کشور می گذارد نگوئید که مردم می دانند آزادگی و آزادی خواهی باید ملکه ذهن ما شود.
      7.تولیدات فرهنگی خون تازه است در کالبد جنبش،زبان مشترک است بین ملت و ماندگار است در طول زمان ، اینجا جائی است که باید بیشترین نیروی خود را بگزاریم
      8.ملت باید بداند و برایش ملموس باشد که رهبرانش برنامه ریزی می کنند، فکر می کنند و تلاش می کنند و زنده اند.
      9. باید اصول راهنما را به زبان ساده ترجمه کرد و از کلمات و ساختاری برای تشریح آن سود جست که برای ‘ یک فرد عامی ‘ نیز تاثیر گذار و قابل فهم و مهم جلوه کند.

      حکومت با اندیشه های بنیاد گرا در برابر روشن فکران دینی حرفی برای گفتن ندارد او دربیشتر زمینه ها به بن بست خورده است.
      بنابر این مجبور است راه رقابت ، نقد و پرسشگری و چرخش آزاد اطلاعات را ببندد
      مجبور است دروغ بگوید و لاپوشانی کند این همان نقطه ضعف اساسی اوست ،
      مردم ما از دروغ بی زارند از اینکه کسی سرشان را شیره بمالد خشمگین می شوند ،
      از اینکه اموالشان حیف و میل می شود می خروشند، نور، نور بتابانید بر این ویرانه .

      نکته آخر ، بیشتر کسانی که می بینم می دانند و می فهمند که این راه طولانی است پس شاد باشید و محکم، این نسل از آن شماست.

    36. #36 ایمان Says:

      پیش‌نهاد می‌کنم که صفحه‌ای برای بحث بر سر قانون اساسی آینده‌ی ایران راه‌اندازی کنید.

    37. #37 ایمان Says:

      با توجه به بیانیه‌ی اخیر میر حسین که نوشته «دیر یا زود – بلکه به امید خدا بسیار زود – مخالفان مردم صحنه را ترک می کنند» و «ساختن فردا را باید از امروز آغاز کنیم. باید برای فردا چنان مهیا باشیم که اگر همین فردا از راه رسید یکه نخوریم. باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنیم»، وظیفه داریم که تمهیدات مابعد پیروزی را فراهم کنیم. در این نوشته تلاش شده به همین موضوع پرداخته شود: http://harfehesaaby.blogspot.com/2009/10/blog-post_30.html

    Leave a Reply